سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
فرهنگ عزاداری

بدعت در مسیحیت منحرف که مبنای قمه زنی هم هست

انحرافی در مسیحیت که کمتر دیده می شود؛‏ خودآزاری در سالگردتصلیب ادعایی مسیحیان


در فیلیپین، روز جمعه قبل از عید پاک روزی که حضرت مسیح به صلیب کشیده شد، مراسمی مذهبی برگزار می‌شود که یکی از بزرگترین مراسم مذهبی در فیلیپین است. در این روز توبه‌کنندگان با آزار و شکنجه‌ای که بر بدن خود وارد می‌کنند سعی در یادآوری مصائبی که حضرت مسیح(ع)‌ در ساعات و روزهای آخر عروج خود داشته را دارند و با گریه و اظهار پشیمانی از گناهان از خدا و حضرت مسیح طلب بخشش و مغفرت گناه می‌کنند.
به گزارش «شفاف» و به نقل از خبرگزاری "رویترز"، تعدادی از کسانی که در این مراسم شرکت می‌کنند مانند حضرت مسیح(ع) به صورت داوطلبانه خود را به صلیب می‌کشند البته این مراسم با تشریفات و لباس‌های خاصی انجام می‌شود تا بتواند خاطرات آن روزها را کاملاً‌ برای مردم زنده کند.بنابراین گزارش اشخاصی با لباس‌های مخصوص سربازان آن دوران شخص داوطلب را به صلیب می‌کشند و دست‌ها و پاهای او را با میخ به صلیب وصل می‌کنند. این مراسم در شمال مانیل در فیلیپین برگزار می‌شود که مصادف با 10 آوریل است. این منطقه یک شهر کاتولیک نشین است.البته در این مراسم کاتولیک‌های دیگری از دیگر کشورها و یا حتی قاره‌ها به این شهر می‌آیند.بنا بر گزارش رویترز، شخصی برای شرکت در این مراسم از استرالیا به فیلیپین آمده بوده تا به صلیب کشیده شود. البته این مراسم در روستاهای مختلف در این کشور برگزار می‌شود. آنها سعی می‌کنند باخودآزاری مصائب مسیح را به یادآورده و با گریه از خداوند درخواست بخشش گناهان خود را دارند. 23فروردین1388 http://mouood.org/content/view/8578/2/



کلمات کلیدی :

بازگزارشاتی ازدفاع انگلیس وبیگانه ازقمه زنان!



مطلبی کاملاجدیدازعراق امروز؛پشت صحنه قمه زنی:دفاع سفارت انگلیس درعراق ازقمه زنی!



یکی از دوستان که خیلی در تیار صدر آشنا دارد،در یکی از مجالس برای من علت جلو گیری نکردن ازقمه زنی عراق در محرمی که گذشت را گفت: چند هفته قبل از ماه محرم مکتب مقتدی صدر بیانیه ای صادر کردند که تطبیر (قمه زنی در عربی را تطبیر گویند) ممنوع است و اگر حلقه های قمه زنی را دیدیم با اسلحه گرم از آنها جلوگیری می کنیم. ولی در ششم محرم سفارت انگلیس با ارسال نامه اى به وکلای تیار شیرازی و مؤیدین قمه زنى حمایت خود را از قمه زنی اعلام می کند و به آنها وعده می دهند که نیروهای انگلیسی سلامت قمه زنان در یوم العاشر محرم را تضمین می کنند! ببینید چگونه انگلیس از بدعت دفاع می کند!! منبع:‏سایت کانون گفتمان قرآن:http://www.askquran.ir/showthread.php?t=7673

اکنون چندین نمونه دیگرکه کاملا مستندند، را به نقل ازچاپ هشتم کتاب دست پنهان می آورم:

دشمن ازقمه‏زنی برضدتشیع استفاده می‏کند؛ خاطرات مستند چندتن ازعلما وصاحب‏نظران جهان اسلام را از دستهای پنهانی که ترویج این‏گونه رفتارها رادرکشورهای اسلامی به‏عهده داشته‏اند، بشنویم؛

1. عراق:علامه محمدجوادمغنیه، از علمای بزرگ عراق، در کتاب تجارب خود، بحثی دارد تحت عنوان «کفن‏هایی برای زنده‏ها»؛ هنگامی که از عالمی فلسطینی دربارة نظر علمای فلسطین نسبت به شیعه سوال می‏کند، می‏نویسد:همانا سبب اصلی این تفرقه‏ای که میان مسلمین ایجاد شده است، استعمار و ایادیش هستند؛ بدین طریق که آنها دائما مسلمانان را با هر وسیله‏ای که شده تحریک و تجهیز نموده و در مقابل هم قرار می‏دهند. از جملة این راه‏ها، این بود که دولت انگلیس در ماه محرم، هزار کفن به قمه‏زنان هدیه نمود و هنگامی که دولت آمریکا از آن با خبر شد، برای آن که فرصت را از دست‏ندهد، دو هزار کفن به آنها هدیه نمود.[1]   


در خصوص نقش سفارت‏های کشورهای استعماری در ورود و گسترش این‏گونه سنت‏ها به کشورهای اسلامی- از جمله عراق- منتشرشده است، در اینجا به سندی که محقق و جامعه‏شناس عراقی «ابراهیم الحیدری» در کتاب Sozioloyie آورده است، اشاره می‏کنیم: سفیر انگلیس در بغداد بعد از جنگ جهانی دوم و هم‏زمان با کاهش مواد غذایی و افزایش قیمت‏ها در بازار، مقدار زیادی چای و سیگار مورد نیاز هیئت‏ها و مجالس عزاداری را از طریق شخص ثالثی به بعضی از مسؤولین هیئت‏ها تقدیم کرد؛ جالب اینکه به این هیئت‏ها مقدار زیادی پارچة سفید هم برای استفاده در مراسم قمه‏زنی داده شد.[2]


دکتر تیجانی نیز در کتاب «اهل بیت(علیهم السلام)؛ کلید مشکل‏ها» در این‏باره می‏نویسد:یکی از علمای گذشته می‏فرمود : شمشیرهایی که در گذشته شیعیان آن را در برابر ظالمان بلند می‏کردند، امروز برای زدن به سرهای خود، از آن استفاده می‏کنند. تاجایی که انگلیسی‏ها مقدار زیادی شمشیر، در میان دسته‏های عزاداری - در کربلا- تقسیم می‏کردند.[3]


2. جمهوری آذربایجان: کسى که بامسائل کشور شوروى سابق و این بخشى که شیعه‌نشین است - جمهورى آذربایجان - آشنا بود، مى‌گفت: آن زمان که کمونیست‏ها بر منطقه‌ى آذربایجان شوروى سابق مسلّط شدند، همه‌‏ی آثار اسلامى را از آن‌جا محو کردند. مثلاً مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالن‏هاى دینى و حسینیه‌ها را به چیزهاى دیگرى تبدیل کردند و هیچ نشانه‌اى از اسلام و دین و تشیّع باقى نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود! دستورالعمل رؤساى کمونیستى به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزادارى کنند، هیچ کار دینى نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، براى آنها یک وسیلة تبلیغ بر ضدّ دین و بر ضدّ تشیع بود. بنابراین، گاهى دشمن از بعضى چیزها، این گونه علیه دین استفاده مى‌کند. هر جا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد.[4]


3. بنگلادش: یکی از علمای مجتهد بنگلادشی که زمانی از شاگردهای ما بوده‏اند، برای من گفت: علت اینکه بنگلادش از پاکستان جدا شد، این بود که بنگلادش کاملا سنّی‏نشین بود، اما در پاکستان فرهنگ شیعه غلبه دارد... ولی رفته رفته پیشرفت مذهب تشیع در آنجا شروع شد. او می‏گفت شیعه مقداری در آنجا اوج گرفت. گروهی(؟!) از پاکستان به بنگلادش آمدند؛ به‏عنوان اینکه شیعه دارد پیشرفت می‏کند، پس باید اقامة شعائر حسینی هم در اینجا به نحو احسن و اکمل انجام بپذیرد!    برخی پاکستانی‏ها در عاشوراء از این زنجیرهایی که سرش چاقو دارد به پشت خود می‏زنند؛ ایشان برای من گفت: یک وقت دیدیم پیشرفت تشیع توقف کرد. متوجه شدیم که علت آن، این‏گونه کارهاست.[5]


4. ایران: اینکه من می‏گویم دست بیگانگان در میان است، شخص ثقه‏ای نقل کرد؛ گفت در مشهد در یکی از سالها،یک وقت دیدیم، از طرف یکی از سفارتخانه‏های خارجی آمدند، قمه‏های نو در میان بعضی عزاداران تقسیم می‏کنند؛ همه‏اش سفید؛ برّاق؛ یک شکل!    آیا این سفارتخانة خارجی دلش برای ما سوخته که عزاداری کنیم؟! یا اینکه می‏خواهد اینها را نشان بدهد و بگوید: اینها وحشی هستند؟![بیگانگان] برای اینکه اسلام را خرافی جلوه دهند، و نسل فرهیختة دانشمند را از اسلام دور کنند، می‏آیند خرافات را مخلوط می‏کنند؛ مسائلی که جزء دین نیست، جزء دین می‏کنند؛ در عزاداری‏ها دخالت می‏کنند؛ شکل عزاداری را عوض می‏کنند.    مسئلة قمه‏زنی که در هیچ زمانی در زمان معصومین نبوده، می‏آیند این را رایج می‏کنند، تا مردم را در نظر بیگانه‏ها خرافی جلوه دهند.  یک فیلم درست کرده‏اند در یکی از کشورهای خارجی، به‏ نام فیلم «فتنه» در کشورهای مختلف نشان دادند؛ گفتند: بیائید تماشا کنید؛ ببینید مسلمانها این‏اند: آدم کشند؛ خودزن‏اند! فیلم مرکب از سه بخش بود... بخش سوم، منظرة قمه‏زدنهاست؛ سر بچه را قمه می‏زند؛ خودش را قمه می‏زند، لباس سفیدشان، تمام مملو از خون نشان می‏دهد!  ...عزاداری سیدالشهداء از افضل قربات است؛ کیمیاست؛ وسیلة حل مشکلات است؛ اما کاری که مردم را از اسلام دور نکند...[6]


منابع و پاورقی ها: 


[1]. «إنّ السبب لهذه التفرقه هو الاستعماروعلماء الاستعماریثیرونها ویغذّونهابکل وسیله-ومن هذه الرسائل إنّ الانجلیزیهدون ألف کفن فی شهرالمحرم للضاربین أنفسهم بالسیوف والسلاسل، وأرادت أمریکا أن لاتفوتهاالفرصة فأهت هؤلاءألفی کفن»(محمدجوادمغنیه،تجارب،ص449 و450)


[2] .Ibrahim Al-Haidari, Sozioloyie. P. 176


[3] . دکتر محمد تیجانی، اهل بیت کلید مشکل ها، ترجمه سید محمد جواد مهری، ص 186


[4] - بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمینى(ره) مشهد مقدس رضوى 01/01/1376


[5] . مصاحبه با آیت الله محمد هادی معرفت، عاشورا، عزاداری، تحریفات، ص 528 ؛ ص 519


[6] . بخشی ازسخنرانی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی درحرم مطهرحضرت معصومه(سلام الله علیها)،نهم رمضان1430


‏--- سایت کانون گفتمان قرآن:http://www.askquran.ir/showthread.php?t=7673 


---- و وبلاگ کتاب دست پنهان: http://www.dastepenhan.blogfa.com/post-15.aspx



کلمات کلیدی :

قمه زنان باعث وهن شیعه حتی از نظر اهل سنت می شوند:

قرضاوی ضدشیعه به بهانه قمه زنی و...

 به بهانه اظهارات ر ئیس اتحادیه علمای مسلمین جهان، بیم برخواستن آتش فتنه طائفه‌اى!

اظهارات یوسف القرضاوی رئیس اتحادیه علمای مسلمین جهان علیه شیعه جنجال­های گسترده را ایجاد کرده است. به گونه­ای که با واکنش صریح علمای شیعه مواجه شده و وی مورد نکوهش شدید قرار گرفته است. وی در گفت و گو با روزنامه المصری الیوم ادعاهای خود را تکرار کرد و شیعیان را بدعتگر نامید و مدعی تلاش آنها برای گسترش تشیع در بین اهل تسنن با توسل به منابع مالی و نیروهای تبلیغی شد. یوسف القرضاوی همچنین مدعی شد، شیعیان با کارهایی مانند قمه زنی درعاشورا و ... در دین بدعت ایجاد کرده‌اند.  

اظهارات قرضاوی واکنش صریح و تند علمای شیعه را به دنبال داشت. آیت الله محمدعلی تسخیری، نایب رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمانان و دبیرکل مجمع بین المللی تقریب مذاهب اسلامی با انتقاد از اظهارات ضد شیعی او گفت، این سخنان با اهداف اتحادیه جهانی علمای مسلمان که خود وی با تلاشهای زیاد آن را به منظور از بین بردن تعصبات، تفرقه، تبلیغ میانه روی و اعتدال تأسیس کرده و در میثاق اسلامی این اتحادیه مشهود است سازگار نیست.

  محمد باقر المهری، معاون مراجع دینی شیعیان کویت نیز در پی اظهارات ضد شیعی قرضاوی در بیانیه­ای یادآور شد، همه اعضای اتحادیه خواستار عزل و کناره گیری او از منصب ریاست هستند، زیرا وی برای این کار ساخته نشده و صلاحیت ریاست منصب این اتحادیه را ندارد.  

علامه فضل الله نیز در گفت و گو با روزنامه کویتی الرأی العام گفت، نمی دانم چه مصلحتی در کار است که برای فتنه انگیزی بین مسلمانان تلاش شود. آیا این مسئله که شیعیان اهل سنت را به مذهب تشیع ترغیب می­کنند، خطر محسوب می شود؟ در این صورت نظر قرضاوی در مورد کتابهای بسیاری که در هم اکنون اهل سنت در تکفیر شیعه و حمله به این مذهب منتشر کرده و شیعیان را مشرک و مرتد می خوانند، چیست؟ نظر ایشان در مورد تبلیغ تسنن توسط اهل سنت لبنان و ترغیب شیعیان به گرویدن به مذهب تسنن چه می تواند باشد؟ آیا این اقدامات را می توان جنگ اهل سنت علیه شیعه خواند؟ علامه فضل الله در خصوص قدرت یافتن شیعه در منطقه و رابطه آن با برانگیختن احساسات سنی شیعی خاطر نشان کرد که آیا مشکل قدرت یافتن شیعه است یا قدرت یافتن امریکا؟ مشکل اصلی را باید در امریکا و دنباله روهای او جستجو کرد که قصد دارند در میان مسلمانان فتنه انگیزی کنند.

  دکتر حسن عبدالله نویسنده برجسته کویتی نیز در مقاله‌ای در روزنامه الرأی چاپ کویت در پاسخ به سخنان اخیر قرضاوی که شیعیان را بدعت گذار و تبلیغات شیعه را خطری برای جهان اسلام معرفی کرده، نوشته است که مذهب شیعه یکی از مذاهب اسلامی است که الازهر آن را به رسمیت شناخته و هرکس که برعقیده شیعه باشد مسلمان است. پس به چه دلیل این مذهب خطری برای اسلام محسوب می شود؟   این نویسنده افزوده است مسئله مهم آن است که در مذهب شیعه همچون مذاهب اهل سنت حجت‌ها و براهین بسیاری وجود دارد که میلیون‌ها انسان به مذهب تشیع روی می آورند، لذا گفته قرضاوی که شیعیان برای گسترش مذهب خود میلیاردها دلار هزینه کرده‌اند غیر عقلانی و نوعی ظلم و اجحاف به این مذهب است.

  دکتر احمد راسم النفیس نویسنده و محقق سرشناس شیعی مصر با نشر مقالات متعدد در جراید و پایگاههای خبری با عنوان ادعاهای موهوم شبیخون شیعه به مصر این قبیل ادعاهای موهوم و بی اساس قرضاوی را فتنه انگیزی خوانده که هر عاقلی را به حیرت وامی دارد، وی سپس با پرسش درباره انگیزه قرضاوی در نواختن ساز جدید خود مبنی بر خطر شیعه برای جهان اسلام و تلاش میلیارد دلاری برای نشر شیعه در مصر این ادعا را محکوم کرده است.

  از سوی دیگر در پی شکایت علیه سخنان ضد شیعی یوسف القرضاوی، گروهی از فعالان و وکیلان شیعی خواستار بازداشت او شدند.   گروهی از فعالان و وکیلان شیعه کیفرخواستی علیه یوسف القرضاوی رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان به دادگاه قانونی دوحه پایتخت قطر ارائه کردند. آنها اعلام کردند که قرضاوی شعله‌های فتنه میان سنیان و شیعیان را برانگیخته است. این گروه از فعالان و وکیلان حقوقی به ریاست امین طاهر بدیوی از عربستان این کیفرخواست را به دادگاه قطر ارائه کردند که در آن خواستار مجازات قرضاوی، لغو تابعیت قطری، اخراج او از قطر و بازداشت او شدند. این گروه نامه‌ای نیز به شیخ حمد آل ثانی امیر قطر ارسال و اعتراض خود را به شیخ یوسف القرضاوی اعلام کردند که او از روی تعمد میان مسلمانان فتنه‌انگیزی می‌کند، چهره نادرستی از اسلام ارائه می‌دهد، به مسلمانان و مذاهب آنها تعرض می کند. از این رو خواستار طرد قرضاوی و باطل کردن تابعیت او شدند.

  در پی اوج گیری شکایت­ها و واکنش­ها علیه شیخ یوسف القرضاوی، وی با صدور بیانیه­ای تلاش کرده بخشی از دیدگاه­های تند خود را اصلاح کنند. گرچه حاضر نشده از برخی دیگر از دیدگاه­های خود کوتاه بیاید. رئیس اتحادیه علمای مسلمین اتهام وارده مبنی بر حمایت وی از اندیشه­های طائفه­ای و ایجاد فتنه شیعه و سنی را به شدت رد کرد و گفت، هر فرد مسلمانی به وحدت امت اسلامی معتقد است و همه فرقه­ها، مذاهب و طائفه­ها به آن ایمان دارند اما تمام آنها از ریشه با شیعه مخالفند.

  قرضاوی در بیانیه خود تاکید کرده است، تمام سنیان معتقدند که شیعه کافر نیست ولی خودی هم نیست. این را تمام سنیان به آن معتقدند. ما با آنان همچون کافر برخورد نمی­کنیم بلکه قضاوت در مورد آنان همانند کسی است که از جمعمان خارج شده است. وی همچنین اتهامی که به وی درباره تحریف قرآن وارد آمده را رد کرد و گفت، موضعش موضع هر عالم سنی معتدل است و هیچ گاه نیز دست به تحریف قرآن نزده است.   قرضاوی درباره وحدت اسلامی نیز گفته است، اختلاف در فروع دین، مسائل عملی دین، احکام عبادات و معاملات طبیعی است و مشکلی با آن نداریم. اختلاف میان ما و شیعیان نیز بزرگتر از اختلاف برخی فرقه­های سنی با یکدیگر نیست. در این مسائل خطوط قرمز وجود دارد که نباید از آن گذر کرد، مثلا سب صحابه یا تبلیغ شیعه در بلاد کاملا سنی خالص. این چیزی است که تمام علمای شیعه آن را قبول دارند. وی در ادامه می­افزاید، به رغم اختلاف‌هایم با مواضع شیعیان از برنامه­های هسته­ای ایران حمایت کردن و دسترسی به تکنولوژی صلح­آمیز هسته­ای را حق مسلم آن دانستم و گفتم در صورتی که به امریکا بخواهد به ایران حمله کند ما علیه آن برخواهیم خواست، ایران جزئی از بلاد اسلام است. نباید درباره آن افراط کرد. شریعت ما بر ما واجب کرده از بلاد اسلامی در برابر هر تهدید خارجی دفاع کنیم.  قرضاوی همچنین در بیانیه خود آورده است، دوست من آقای تسخیری که بیش از یک ربع قرن مرا خوب می‌شناسد و همواره در هیئت امنای اتحادیه علمای مسلمین، اجلاس‌ و مجامع فقهی با هم ملاقات داریم، نیک می‌داند که من هیچ گاه فتنه‌انگیز نبوده بلکه همواره مبلغ وحدت و الفت بوده‌ام و در برابر حملات گروه‌های تندرو ایستاده و نسبت به خطر آنان هشدار داده و افراد را در نوشته‌ها، خطبه‌ها و سخنرانی‌هایم به اعتدال و میانه‌روی فرا خوانده‌ام تا بدانجا که در میان اصحاب تبلیغ و اندیشه و فقه به عنوان سمبل اعتدال شناخته شده‌ام و آثارم در دعوت دیگران به بیداری اسلامی گواه این مدعاست. وی سپس افزوده است که آقای تسخیری نیک به یاد دارند که من در طول زندگی‌ام منادی وحدت و انسجام امت اسلامی و از مویدان تقریب بوده و مباحث و مقالات مهمی در اجلاس تقریب ارائه کرده‌ام. قرضاوی در ادامه می‌گوید: من اذعان می‌کنم که روزنامه المصری الیوم سخن مرا دقیق و کامل نقل نکرده و در آن دخل و تصرف نموده است. مطالب منقول دقیق و کامل نبوده و با اصل پاسخ‌هایم انطباق ندارد.

  قرضاوی سپس از دیدگاه خود در قبال موضع شیعه نسبت به قرآن سخن گفته و می‌افزاید در مقالاتی که در کنفرانس‌های تقریب از جمله در بحرین ارائه کردم و طی رساله‌ای با عنوان مبادی فی الحوار و التقریب بین المذاهب و الفرق الاسلامیه از سوی کتابخانه مصری و هبه و مؤسسه لبنانی الرساله انتشار یافت، نظر کسانی که شیعیان را به تحریف قرآن متهم می‌کنند و آنان را کافر می‌پندارند رد کرده و گفته‌ام تمام شیعه معتقد به قرآن هستند و از همین رو آن را تلاوت و حفظ کرده و در مسائل اعتقادی به آن استناد می‌کنند و نیز گفته‌ام که هرگز نزد شیعیان قرآنی که مغایر قرآن ما باشد دیده نشده است و قرآن‌های چاپ ایران همان قرآن‌هایی است که در مصر و سعودی چاپ می‌شود و افزوده‌ام که شیعیان خود نسبت به این ادعا که بعضی از جزءهای قرآن ناقص است اتفاق نظر نداشته و محققان شیعه نیز این رأی را مردود می‌شمارند و در همین راستا و در بیان عدم تحریف قرآن مجید و مصون بودن آن از هر گونه فزونی و کاستی ، به نقل اقوال شیعیان معتدلی پرداخته‌ام که مورد استناد علمای اهل سنت است. همچون: شیخ صدوق در ساله اعتقادنا فی القرآن؛ تفسیر مجمع البیان؛ سخنان سید مرتضی در صحت قرآن؛ قاضی نورالله شوشتری در کتاب مصائب النواصب؛ ملا صادق در شرح کلینی اینها مطالبی بوده است که در کتاب مبادی الحوار و التقریب خود نوشته ام که بهترین گواه بر موضع من نسبت به نگاه شیعه به قرآن است. بنابراین دامن زدن به این مطب برای حمله به من روا نیست.

منبع: سایت ایران دیپلماسی: http://www.irdiplomacy.ir/Modules/ArticlePortal/Phtml/ArticlePrintVersion.Html.php?Lang=fa&TypeId=1&ArticleId=2774

و http://www.tebyan.net/Hawzah/HawzahNews/2008/9/16/74804.html



کلمات کلیدی :

داستان/ قمــه زنی خرافات یا واقعیت؟

نوشته زیر اقتباسی است از پاره‏ای بازتاب‏های جهانی از آنچه در برخی کشورهای شیعه نشین به عنوان «قمه زنی» جریان دارد و از زبان تازه مسلمانی فرضی بیان می‏شود؛ مکان و زمان و شخصیت‌های ان نیز فرضی است. پیشاپیش به دلیل به کار بردن بعضی عبارت‌های خشن از خوانندگان عزیز پوزش می‏طلبم.
چیزی که پیش از گرویدنم به مذهب تشیع همواره آزارم می‏داد و به خوبی دیده بودم دشمنان تشیع در کشور من که یک کشور غربی است و بسیاری دیگر از کشورها، در تبلیغات رسانه‏ای خود چگونه از آن سوءاستفاده می‏کنند، موضوع خرافات و به ویژه در سالهای گذشته «قمه زنی» بود.  پیش از ورود به ایران، «قمه زنی» را در گوگل جستجو کردم. اولین یافته‏ام روحانی ظاهرالصلاحی بود که در مزیت‏های قمه‏زنی صحبت می‏کرد؛ همو که بارها تصویرش را از شبکه‏های کشورم دیده بودم. اما من که با تحقیق کامل تشیع را انتخاب کرده بودم و مهمترین حجت من نیز بر این انتخاب، مظلومیت و در عین حال مهربانی و رحمت اباعبدالله الحسین(ع) بود، با این چیزها از راه بیرون نمی‏شدم؛ گرچه هرگاه اسلام خود را برای دوستانم بازگو می‏کردم، آنها با تعجب از همین روزنه بر من می‏تاختند و من را خشونت طلب و پرخاشگر معرفی می‏کردند!
من که با مطالعه دقیق در مکتب حیات‌بخش شیعه به آن گرویده بودم، به اصرار زیاد، یکی از رفقایم را که در گرویدنم به این مذهب، نقش بسزایی داشت، راضی کردم تا امسال محرم من را به جایی که این عمل در آنجا برگزار می‏شد، ببرد. با پافشاری زیاد من راضی شد، اما به خوبی شرم و خجالت را در چهره او دیدم و همین شرم و حیای او دلم را قرص می‏کرد که این موضوع در میان شیعیان عمومیت ندارد و بر اطمینان قلبی من از انتخاب این راه می‏افزود.
یکی از روزهای محرم به شهر مورد نظر رسیدیم. دور تا دور محل پر بود از جمعیت. دسته‏ای زنجیر زن با پیراهن‏های سیاهی که پشت آنها را به‏اندازه ضرب زنجیر پاره کرده بودند، وارد میدان شدند؛ مجلس، حال و هوای عجیبی گرفته بود! نگاه کردن به پوست‏های کبود که گاه تیغ‏های تیز لای دانه‏های زنجیر، آنها را پاره کرده بود، با رگ‏هایی متورم که دیگر ترکیده و خون از انها به بیرون فوران می‏کرد، قلب هر بیننده‏ای را آزار می‏داد؛ نمی‏دانم گریه من در ان حال بر عزای ابی عبدالله (ع) بود یا بر وضع رقت بار اینان ! پیرِ میدانداری که با بالا و پایین بردن دست راست خود، ضرباهنگِ زنجیرزنان را کم و زیاد می‏کرد، با نگاه به روحانی که ظاهرا برای مراسم دعوت شده بود و دیدن شدت جزع او، بر شدت عمل خود تحریک می‏شد و زنجیرها با سرعت و قدرت بیشتری به پشت و گاه بر سر و صورت زنجیرزنان می‏خورد. آن روحانی محترم که چند قدمی من بود، انگار به خود امد و متوجه تاثیر گریه‌اش بر آن صحنه شد. خود را کنترل کرد و دست آن پیرمرد نیز آرام گرفت. دسته زنجیرزن هم ازسوی دیگر میدان خارج شدند، در همین گیر و دار صدای جمعیتی خروشان که به محل نزدیک می‏شدند همه را متوجه خود کرد!
پیشاپیش آنان گوسفندی برای ذبح آوردند و بَرّه‏ای که معلوم بود مدتی است از شیر گرفته شده را از مادر جدا کرده و برای آنکه چشم آن بره به مادرش نیفتد، کیسه‏ای به سر او کشیده، و در جایی مخصوصی نگه داشتند؛ پارچه‏ای سبز به گردنش بسته بودند و با احترام کامل به او آب داده، رو به قبله خوابانیدند، بسم الله گفتند و برای آنکه زیاد زجر و درد نکشد با چاقویی تیز، سریع خلاصش کردند. گفتم می‏دانی برای چه بسم الله می‏گویند؟ گفت: برای چه؟ گفتم: یکی از دلایلش آن است که اینجا قرار است خونی از یک جاندار بر زمین بریزد و «بسم الله» یعنی خدایا فقط با اجازه تو، چنین کاری می‏کنم. رفیقم گفت عجب! تفاسیر زیادی شنیده بودم\ ولی این تاحالا به گوشم نخورده بود!

لاشه گوسفند را باز به احترام بلند کردند و در پی آنها عده‏ای فریادزنان در حالی که تیغ‏های برهنه را بالا و پایین می‏بردند، وارد شدند! سراسیمه داخل جمعیت شدم؛ پنداشتم دشمنی به جمعیت هجوم آورده و اینان برای مقابله با او شمشیر و تیغ از نیام کشیده‏اند. با کمال تعجب دیدم با همان تیغ‏ها بر سر خود می‏کوبند و خون بر سر و روی خود جاری می‏سازند و کمی آن‌طرف‌تر جلوی چشم مادر و پدر، حسین حسین گویان، سر ِطفلکی معصوم را در حالی که مادرش به خود می‏لرزید و دست شویش را گرفته بود تا قمه را کمی پایین بگیرد و آرام بر فرق بچه بزند، برای قمه آماده می‏کرد. بچه‏ها از ترس دست در دهان می‏کردند و به مادران خود می‏چسبیدند؛ عده‏ای از زنان و مردان سالخورده با دیدن آن صحنه رقت بار، از مجلس بیرون رفتند. تعدادی زن و مرد خارجی که هیأتشان به مردم کشورهای آسیای شرقی می‏خورد و معلوم بود تاب نگاه کردن ندارند، سر را میان دو دست گرفته دست‏ها را بالا برده و با حرص و ولع خاصی در حال فیلمبرداری از مراسم بودند؛ بدون آنکه خود به صحنه نگاه کنند. یکی از آنها دوربین را به بغل دستی داد و به سرعت به حاشیه میدان رفت و به تیر برق کنار خیابان تکیه زد. در حالی که می‏شد سرگیجه و تهوع را در سر و صورتش مشاهده کرد.
گفتم اینها کیستند؟ گفت شیعیان و عاشقان امام حسین؛ ‌گفتم: آیا می‏دانی شیعه حقیقی امام حسین کیست؟ گفت: می‏دانم، ولی دوست دارم از زبان تو بشنوم؛ گفتم: تا آنجا که من می‏دانم، امام حسین برای پیراستن دین از خرافات و پلشتی‏ها که توسط یزید و اجدادش بر آن وارد شده بود، کشته شد و مگر می‏شود پیرو و عاشق کسی بود اما هدفی که برای آن جانش را فدا کرده فراموش کرد حتی اگر این کار از روی عشق واقعی هم باشد، عاشق وقتی ببیند کمترین اتهامی به معشوقش وارد می‏شود، از همه چیزش می‏گذرد حال آنکه اینها می‏دانند هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر امروز از این خرافات که همه عقلا و مراجع شیعه آن را رد می‏کنند، دست نکشند فردا هر نورسیده‏ای هرچه خواست به نام عشق به کوی معشوق می‌ریزد و آن وقت دیگر از دست اینها هم کاری بر نیاید.
هنوز دسته قبل کاملا از میدان بیرون نشده بودند که هیأتی دیگر که به آرامی زنجیر می‏زدند و مداحی خوش‌صدا هم اشعاری رسا و جانسوز در رسای امام حسین (ع) می‏خواند، وارد میدان شد. دقایقی بعد دیدم طلبه جوانی که همراه هیأت زنجیر زن بود و قدم به قدم با مداح حرکت می‏کرد نزد این روحانی امد و با متانت و بعد از گفتن عظم الله اجورکم... گفت ببخشید حاج اقا ! کارهای هیأت قبلی را تأیید می‏کنید؟ گفت: نه؛ گفت: پس چرا چیزی نگقتید!؟ گفت موقعیت مناسب نبود. گفت اینها همه مسلمان بودند و شیعه امام حسین؛ آیا فکر می‏کنید موقعیت ما روحانیون در نظام اسلامی برای اینگونه موارد از موقعیت امام حسین و یارانش در برابر دشمن سخت‏تر است؟
آن روحانی محترم گفت نمی‏دانم تاحالا این جوری به قضیه نگاه نکرده بودم ولی یک دست صدا ندارد. به رفیقم گفتم راستی اگر با هر هیأتی یک روحانی آگاه مثل این طلبه ی جوان همراه می‏شد ایا بازهم شاهد اینگونه صحنه‏ها بودید؟ رفیقم دست یکی از آنها را گرفت و گفت: شما از چه کسی تقلید می‏کنی؟ او نام یکی از مراجع را برد. گفت: ایا تاکنون او خود قمه زده است؟ گفت: هرگز نشنیده ام؛ از او پرسید: می‏دانی که او و همه مراجع به نام و پرهیزگار به این کار فتوای به حرمت داده‏اند؟ گفت: آری می‏دانم ولی به حال تو تآسف می‏خورم که از تاریخ بی‏اطلاعی! رفیقم گفت: چطور؟ گفت: مگر نشنیده‏ای که عده‏ای از تجار خدمت آیت‌الله بروجردی رسیدند و وقتی او آنها را از امثال اینگونه امور منع کرد، آنها هم گفتند: ما در همه سال از تو تقلید می‏کنیم، ولی در این یک روز می‏خواهیم به سبک خودمان عمل کنیم! من هیجان زده حرفش را قطع کردم و گفتم: خوب این چه چیزی را ثابت می‏کند؟ گفت: ای بابا خوب معلوم است؛ یعنی اینکه ما سند تاریخی داریم که قبلا هم چنین کارهایی می‏شده است و مراجع چیزی نمی‏گفتند!
از اینکه آن واقعه را به صورت وارونه مصادره به مطلوب کرده بود، هیچ پاسخ و راه محاجه و استدلالی برایش نیافتم و به رفیقم گفتم او را به حال خود رها کن.
به رفیقم گفتم: در اثنای مطالعاتم روی مکتب نجاتبخش شیعه، این روایت را که به گمانم از امام صادق (ع)باشد دیدم که فرموده‏اند: «همه ما اهل بیت کشتی و باب نجاتیم ولی کشتی جدمان حسین(ع) سریع‏تر است.»
گیرم که اینهمه استدلال بر حرمت قمه زنی وجود نداشته باشد، با این رفتاری که شما در روز عاشورا از خود بروز می‏دهید، چه کشتی و باب نجاتی از امام خود به دنیا معرفی می‏کنید؟ شکی نیست که مرام حسین (ع) امروز با رفتار ما شیعیان به جهان عرضه می‏شود و گرچه او نوری است که حتی با هزازان خرافه و دسیسه دوست و دشمن خاموش نمی‏شود اما بی شک ما با برخی اعمال زشت و کریه خود به جای سرعت و وسعت دادن به آن، حرکت مکتبش را در جهان کند و دایره اش را تنگ می‏کنیم.
آن حسینی که من در مطالعاتم شناخته‌ام، کشتی نجاتی است که حتی نگاه به عزاداری آن هم مظلومیت اما یک نوع شجاعت عقل گرایانه و از روی انتخاب، نه هیجان و تهور را پیش پای آدمی می‏گذارد اما کشتی نجاتی که اینان معرفی می‏کنند ایا اینگونه است؟ با دیدن این صحنه‏های مردم گریز باید به این سوال‏ها جواب داد که این چه کشتی نجاتی است که انسان نه تنها در رسیدن به کمالات سرعت نمی‏گیرد، بلکه قلب و دل ادمی چرکین می‏شود و درجا می‏زند؟!
کشتی نجاتی که در این صحنه‏ها به من معرفی می‏شود نه تنها وسعت ندارد بلکه دایره اش ان قدر تنگ و محدود شده که فقط عده‏ای تیغ زن و قفل زن و قمه زن که به هیچ منطق و استدلالی، حتی گوش نمی‏دهند، می‏توانند داخل ان شوند! چگونه است که از میلیونها مردم عزادار ایران و سایر کشورهای مسلمان، اکثریت انها عزاداریشان معمولی است که هر بیننده‏ای با نگاه به ان گرچه دلش می‏شکند و‏های های گریه می‏کند اما بعد از ان احساس سبکی و ارامش می‏کند اما با دیدن این مناظر جز چندش و تهوع چیزی در دلش نمی‏ماند و حتی انها که ان را با دید مثبت نگاه می‏کنند اما تاب این کارها را ندارند چه بسا به خاطر عدم توانایی بر این امور خود را از دایره ی حسینیان بیرون بدانند و همواره بر این امر تاسف بخورند و خود را ملامت کنند؛ ایا این کار با وسعت باب و کشتی نجات حسین(ع) همخوانی دارد؟
به رفیقم گفتم ایا اینها می‏دانند که امروز چشم دنیا به مکتب نجات بخش شیعه دوخته شده است ایا می‏دانند رهبران جهادی در لبنان و حتی فلسطین که بعضا شیعه هم نیستند اما از این مکتب و امام این مکتب الهام می‏گیرند و در مقابل دشمن مشترک مقاومت می‏کنند؟ و ایا می‏دانند دشمنان شیعه با استناد به اینگونه اعمال چه تبلیغات وسیعی بر علیه مسلمین راه‏انداخته‏اند و ایا با این کارها به حرکت کشتی حسین (ع) در جهان سرعت می‏بخشند یا مردم را بر سر دو راهی متوقف می‏کنند؟ راستی چرا این جماعت، شمشیر خود را بر سر اسرائیل نمی‏کوبند و چرا مسلمین غزه را یاری نمی‏رسانند؟! دوستم که البته همه جا از نظرات من دفاع می‏کرد و از ته دل از اعمال این دسته دل ناخوش بود، اینجا قیافه‏ای حق به جانب گرفت و گفت:حرف خوبی زدی؛ اتفاقا اینها چون افراد دلیر و شجاعی هستند و اکنون دستشان به ان دشمن مشترک نمی‏رسد اینگونه بر سر و صورت خود می‏کوبند و مثل این است که دارند مشق شمشیر می‏کنند ! گفتم اگر چنین است می‏شود روز عاشورا با اموزش برنامه ریزی شده تیر اندازی و مشق شمشیر برای این گروه برای روز موعود مقابله با دشمن مشترک در رکاب امام زمان به امادگی دفاعی واقعی پرداخت؛ ایا نشان دادن صحنه‏های پیکرهای پاره پاره بچه‏ها مظلوم غزه در کنار این صحنه‏های فجیع برای صهیونیسم غاصب چیزی جز دل خوشی انها دارد؟!
تصور کنید سران امریکا و رژیم غاصب اسرائیل را که امروزه با دیدن صحنه‏های غزه باده می‏نوشد و در قهقه ی بد مستی خود به مسلمین می‏خندد و از طرفی ما را هم ببینند که مثل صیدی که صیاد دست و پایش را بسته خود را به هر دری می‏زند تا خلاصی یابد و صیاد نیز نظاره گراست و می‏بیند و می‏خندد ! من در جایی از قران خوانده ام که شما کاری کنید تا کفار غیظشان بگیرد و حتی از غصه دق کنند اما اگر این استدلال تو درست باشد، ما بر عکس خود را گرفتار غیظ نا بجا و بی مورد کرده ایم و دل دشمن را شاد.
و به نظر تو، اگر از امام حسین (ع) بپرسیم که ما در غم جنایات امروز اسرائیل در غزه می‏سوزیم و دشمنان ما و تو صحنه‏های قمه زنی ما را در کنار کودکان به خاک و خون کشیده غزه می‏بینند و می‏خندند ایا اجازه می‏دهید بر سر و روی خود بزنیم؟ امام چه پاسخی خواهند داد؟
رفیقم عرق پیشانیش را پاک کرد و چیزی نگفت. گفتم در این چند وقتی که در کشور شما بودم ندیدم تلوزیون شما به صورت هنرمندانه و جدی به این مقوله وارد شود؛ چرا؟ گفت: آنها از ورود جدی به این قضایا واهمه دارند گفتم: چرا؟! گفت: چون حوزه دین است و می‏ترسند همانند سریالی قرآنی که این روزها در حال پخش است به انها ایراد بگیرند. گفتم اولا هر کار بزرگی خطر هم دارد ثانیا می‏شود قبل از ورود به ساخت اینگونه برنامه‏ها با ارائه فیلمنامه و...، امضای مراجع تقلید یا حوزه‏های مهم علمیه را پای کار گرفت و با خیال اسوده وارد میدان شد. گفت البته اینگونه هم نیست که تلوزیون ما بی کار نشسته باشد، انجا را نگاه کن ! و با دستش سمت راست میدان را به من نشان داد گفتم انها کیستند؟ گفت دوربین ویژه صدا و سیماست که برای مستند سازی امده است. من به گروه بزرگ تلوزیونی نگاه می‏کردم و دسته‏های قمه زن که دیگر قمه‏ها را انداخته بودند و با سر و صورت زخمی توسط نیروهای مخصوص به اتوبوس هدایت می‏شدند.
پاورقی:
در پاره‏ای از استنادات این داستان از کتاب "قمه زنی سنت یا بدعت " (مهدی مسایلی) بهره جسته ایمَ منبع:  http://tabnak.ir/pages/?cid=31698


کلمات کلیدی :